مؤلف مجهول

127

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

لشكر آنبوه ستد ، با عظمت تمام عزم روم بخشم و غضب . چون بقيصريه آمذ سلطان استقبال كرد . در اول ماه ذى القعده خبر بقونيه آمذ كه كيغاتو با لشكر بسيار بروم آمذ . در قونيه شاديها كردند . لشكر را دو بخش كرد ، بعضى را بآقشهر فرستآذ . بعضى را خوذ ستد . قصد ولايت قرامان كرد . ولايت هرقليه غارت كرد . ديهها [ ديه‌ها ] را خرآب كرد . آتش زد . به هيچ كس امان نداد هيبتى بدل مردمان انداخت . از آنجا راند . روز سه‌شنبه نوزدهم ماه ذى القعده شهر لارنده فرو گرفت . فرمود كه هيچ كس را امان ندهند . قتلى كردند كه در هيچ روزگار نبود . تمامت شهر را به آتش زدند . فرزندآن مسلمانان را اسير و عورتان را رسوا كردند . تكين تمور را با لشكر فرستآد بكوه در آمذ . پسران قرامان بجايهاى صعب گريختند ، پنهان شدند . هركرا [ هر كه را ] اندرون كوه يافتند كشتند . از آنجا رآند . بسوى ولايت اشرف . شانزدهم ماه ذى الحجه بوذ كه ولايت اشرف را غارت كردند . بعضى را كشتند . بعضى را اسير كردند . بر هيچ كس محابا « 1 » نمىكردند . مغل روى اسيران برابر آتش مىگرفت به عذاب تمام مىكشت . هفت هزار آدمى از زن و بچه از ولايت قرامان و اشرف ، مغل اسير كرد . هرگز شفقت نمىكردند . هر بار كيغاتو مىگفت هرگز ميل مكنيد بكشيد . از آنجا راند بسوى شهر لاذيق مردمان از ترس دروازه را بستند . [ گ 42 ب ] كيغاتو طيره شذ . فرموذ كه مغل بيكبارگى « 2 » تيرباران كردند كسى [ را ] مجال نگاه كردن نبوذ در حال شهر را ستدند . شمشير راندند . سه شبان [ شبانه ] روز قتل و غارت بوذ . اين واقعه روز شنبه بيست و نهم ماه ذى الحجه بود . بعد از آن بولايت منتشا « 3 » تاختن كرد . قتل و غآرت كرد و خراب كرد . بازگرديد . اسيران را قطار اندر قطآر بقونيه آوردند ، در ماه محرم سنهء احدى و تسعين و ستمآيه . چنان ظلم آغاز كرد كه در هيچ روزگار نشده

--> ( 1 ) . اصل : محبابا . ( 2 ) . اصل : يكباره‌گى . ( 3 ) . اصل : متتشا ؛ يعنى كاريه قديم كه در سواحل بحراژه قرار داشت . 4 . 691 .